خرید بک لینک
اين روزها عجيب حال و هواي عاشقي دارناين تيله هاي مشكي كه جا خوش كرده اند روي چهره معصوم توچشم دوخته اند به دوردستهااينجا امن ترين جاي دنياستميان بازوان مردانه اتدست در دست تو انگار هراسي ندارم از كسيد

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 6:02

تو همان راز مگويي

همان حرف نگفته

راز سر به مهر شايد

من اما سخت در انتظار

گوش به زنگ شنيدن

زيباست حرف دل از زبان يار

زيباست از نو ديدن

يك بار ديگر نگاه كردن

شايد اين بار ببيني

شايد اين بار بشنوي

آنچه را كه آرزويش را داري

شايد اين بار تب كند برايت

آن كه جان مي دهي برايش

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 6:02

دوست دارم هاي كه نگفتيم

يك روز حسرت مي شود به جانمان

عشقي كه پنهانش كرديم

يك روز عيان مي شود در نگاهمان

از كه پنهان مي كنيم راز دل را

براي چه فرياد نمي كنيم نعشق را

بايد رقصيد به ساز عشق

بايد كوك كرد همه سازهاي عالم با نواي عشق

بايد هم نوا شد با عشق

عالميست عالم عشق

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 6:02

يك دست در دست تو

يك دست در جيب تو

يك دل در عشق تو

صد دل در فكر تو

زمستان بهانه است

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 6:02

دستهايي كه اين روزها محكم تر از هميشه دستم را گرفته اندقلبي كه اين روزها بيشتر از هر زمان ديگر برايم مي تپدعشقي بزرگ كه گذر از كابوس اين روزها را ممكن ساختهروزهاي سخت خواهند گذشت حتماتلخي اين روزها از

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 6:02

دلم گير است و تو درگيرمنم دربند و تو درگيردلم عاشقي مي خواهد كنارتدلم خنده مي خواهد از ته دلتو انگار يادت رفته من براي خنديدت ترا كم دارم تو انگار يادت رفته من براي دويدن ترا مي خواهمتو انگار يادتم ر

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:46

روزي كه شك كني به همه چيز

روزي كه نشناسي رنگ نگاهش را

روزي كه بغضت شود قطره اشكي روان بر صورتت

روزيست كه بر باد رفته روياهايت

روزيست كه ويران شده كاخ آرزويت

شايد ديگر نكنم هيچوقت باورت

شايد ديگر نشود دلم با تو صاف

شايد ديگر ...

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:46

دلم تنگ است برای حس دستهایم لای موهایت

برای با تو خندیدن ، برای زندگی در نگاهت ، برای اسارت در بند عشقت

دلم تنگ است برای بودن کنارت

برای تپش های قلب نا آرامم ، برای قرارم در حین بی قراری ، برای دویدن هایم بی نشانی از رسیدن

دلم گم شدن می خواهد کنارت

دلم بی نشانی ماندن می خواهد کنارت

دلم باران می خوهد اما چتر مردانه ات نیست

دلم آفتاب می خواهد اما پای همراهیت نیست

دلم را با دلت حرفهاست اگر دریابی

اسیرم مانده ام پای این اسارت

تو اما کجایی نیستی میان این همه دلتنگی

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 فروردين 1398 ساعت: 12:26

چشمهایت را باز کن من می بینم با چشم های تو

دل به دلم ده من عاشق می شوم با قلب تو

دستم را بگیر تا لمس کنم زندگی را با دستهایت

زمزمه کن نوای عشق را زیر گوشم

من خو کرده ام به شنیدن نوای عشق از زبان تو

من زندگی کرده ام آرزوهایت را

من زندگی می کنم آرزوهایم را در میان آرزوهایت

من حس می کنم با قلب تو

می دوم با پای تو

درد می کشم با زخم تو

تسکین می یابم با مرهم تو

و تو چه می دانی - که ....

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 فروردين 1398 ساعت: 12:26

باران می بارید و من تنها بی همراهی قدم می زدمباران هست و تو نیستی عشق هست و عاشق نیستبا خودم فکر کردم کجای این زندگی شبیه رویاهای رویای - ی من استگوشی که زنگ خورد اسم تو که افتاد روی صفحه نمایشترا که دید

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 فروردين 1398 ساعت: 12:26

صفحه بندی